استعاره چیست؟
استعاره چیست؟

گاهی یک واژه در جمله، معنایی فراتر از معنای مستقیم خود پیدا میکند و برای انتقال مفهومی دیگر به کار میرود، بدون اینکه آن مفهوم بهصورت مستقیم بیان شود.
اگر هنگام خواندن شعر یا نثر ادبی با چنین کاربردی روبهرو شدهاید، احتمالاً با یکی از مهمترین آرایههای ادبی یعنی استعاره مواجه هستید.
شناخت این آرایه فقط برای پاسخ دادن به یک سؤال ادبیات اهمیت ندارد، زیرا درک درست آن میتواند بسیاری از ابیات و عبارتهای دشوار را برای دانشآموز روشنتر کند.
مسئله اصلی این است که هر کاربرد غیرمستقیم یک واژه، الزاماً استعاره نیست و برای تشخیص درست باید رابطه میان واژهها و معنای جمله بررسی شود.
در ادامه، مفهوم استعاره، انواع آن، ارکان، روش پیدا کردن در شعر و شیوه حل سؤالهای مربوط به آن را مرحلهبهمرحله بررسی میکنیم.
استعاره را چگونه تشخیص دهیم؟
برای تشخیص استعاره، نخست باید ببینید آیا واژهای در جمله خارج از معنای اصلی خود استفاده شده است یا خیر.
در بسیاری از نمونههای ادبی، شاعر یا نویسنده یک واژه را به جای مفهوم دیگری قرار میدهد و ارتباط میان این دو را مستقیماً بیان نمیکند.
برای نمونه، در جمله «شیر وارد میدان شد»، اگر منظور از «شیر» یک انسان شجاع باشد، واژه شیر در معنای جانور به کار نرفته است.
در اینجا باید از خود بپرسید چرا چنین واژهای انتخاب شده و منظور واقعی گوینده از آن چیست.
نکته مهم این است که صرفاً وجود یک معنای غیرواقعی برای تشخیص استعاره کافی نیست و باید رابطه معنایی میان دو حوزه نیز بررسی شود.
یکی از روشهای کاربردی، پیدا کردن دو طرف رابطه در ذهن است؛ یعنی مشخص کنید واژه موجود در جمله چه مفهومی را به جای خود نشان میدهد.
اگر یکی از دو طرف رابطه حذف شده باشد، احتمال وجود استعاره افزایش پیدا میکند و نوع آن نیز بر همین اساس مشخص خواهد شد.
در تحلیل استعاره باید به قرینه نیز توجه کنید، زیرا قرینه میتواند نشان دهد که واژه در معنای حقیقی خود به کار نرفته است.
مثلاً اگر در یک متن گفته شود «پنجههای شب بر شهر افتاد»، واژه «پنجه» برای انسان یا جانور واقعی استفاده نشده است.
وجود «شب» و ارتباط آن با پنجه، خواننده را به معنای غیرحقیقی عبارت هدایت میکند و ساختار ادبی جمله را آشکارتر میسازد.
پس برای تشخیص سریع، ابتدا معنای ظاهری را بررسی کنید و سپس ببینید آیا همان معنا با فضای جمله سازگار است یا خیر.
اگر واژه در معنای اصلی قابل پذیرش نباشد و بتوان برای آن یک کاربرد غیرحقیقی مرتبط پیدا کرد، بررسی استعاری بودن عبارت ضروری میشود.
از کجا بفهمیم استعاره است؟
گاهی یک جمله در نگاه اول ساده به نظر میرسد، اما یک واژه در آن نقش اصلی در ایجاد معنای ادبی دارد و تشخیص همین واژه، مسیر تحلیل را تغییر میدهد.
برای اینکه بدانیم استعاره است یا نه، بهتر است عبارت را به معنای عادی و مستقیم آن برگردانیم.
اگر با معنای مستقیم، جمله همچنان منطقی باشد، احتمالاً باید به دنبال آرایه دیگری بگردیم و نباید هر عبارت ادبی را استعاره بدانیم.
اما اگر معنای مستقیم با فضای جمله سازگار نباشد و واژهای برای انتقال مفهوم دیگری انتخاب شده باشد، بررسی استعاره اهمیت پیدا میکند.
در این مرحله باید مشخص کنید چه چیزی در جمله حضور دارد و چه مفهومی از طریق آن منتقل شده است.
برای مثال، اگر در عبارتی «لبخند صبح» آمده باشد، نمیتوان صبح را دارای صورت و رفتار انسانی دانست.
در نتیجه، باید بررسی شود که ویژگی انسانی چگونه به یک پدیده غیرانسانی نسبت داده شده و این ساختار چه نوع آرایهای ایجاد کرده است.
یک نکته مهم در تستهای ادبیات این است که سؤال ممکن است به جای درخواست نام آرایه، از شما بخواهد «واژه استعاری» یا «مفهوم مورد نظر» را پیدا کنید.
بنابراین شناخت فقط تعریف کافی نیست و باید بتوانید عملکرد واژه را در بافت جمله نیز تحلیل کنید.
برای بررسی دقیقتر، این مراحل را در ذهن داشته باشید:
معنای اصلی واژه را مشخص کنید.
بررسی کنید آیا همان معنای اصلی در جمله امکانپذیر است.
اگر معنای اصلی مناسب نیست، معنای مورد نظر نویسنده را پیدا کنید.
رابطه میان معنای واقعی و معنای مورد نظر را بررسی کنید.
قرینه موجود در جمله را برای تأیید برداشت خود پیدا کنید.
این روش باعث میشود پاسخ شما بر اساس ساختار جمله باشد، نه صرفاً بر اساس حفظ کردن مثالهای کتاب درسی.
چگونه استعاره را پیدا کنیم؟
پیدا کردن استعاره در یک بیت شعر معمولاً زمانی دشوار میشود که چند واژه معنای غیرمستقیم داشته باشند و دانشآموز نداند از کجا باید تحلیل را شروع کند.
بهتر است بررسی را از فعلها و اسمهای غیرعادی آغاز کنید، زیرا بسیاری از ساختارهای استعاری با نسبت دادن یک ویژگی یا عمل به موجودی شکل میگیرند که معمولاً چنین قابلیتی ندارد.
مثلاً وقتی برای یک مفهوم انتزاعی، رفتار انسانی یا ویژگی جسمانی در نظر گرفته میشود، باید ارتباط واژهها را دقیقتر بررسی کرد.
در چنین شرایطی، حذف واژههای معمولی و تمرکز روی عناصر غیرمنتظره جمله میتواند سرعت تشخیص را افزایش دهد.
یک راه دیگر این است که بیت را به زبان ساده بازنویسی کنید و ببینید شاعر در واقع چه مفهومی را بیان کرده است.
اگر پس از سادهسازی مشخص شد که یک واژه به جای مفهوم دیگری نشسته، باید ساختار آن را از نظر استعاری بودن بررسی کنید.
در شعر، گاهی شاعر از واژههایی مانند «دست»، «چشم»، «لب»، «دام»، «راه»، «خانه»، «شیر» یا «دریا» در معنایی فراتر از کاربرد معمول استفاده میکند.
البته هیچیک از این واژهها بهتنهایی نشانه قطعی استعاره نیستند و تشخیص باید بر اساس رابطه آنها با سایر اجزای بیت انجام شود.
به همین دلیل، حفظ کردن فهرست واژهها روش قابل اعتمادی برای پاسخگویی به سؤالهای آرایههای ادبی محسوب نمیشود.
روش درست، تحلیل نقش واژه در همان جمله یا بیت است و این نکته بهخصوص در تستهای کنکور اهمیت زیادی دارد.
اگر عبارت را بدون توجه به بافت آن بررسی کنید، ممکن است یک واژه عادی را استعاری بدانید و پاسخ اشتباه انتخاب کنید.

استعاره چه کاربردی دارد؟
کاربرد اصلی استعاره در زبان ادبی، انتقال یک مفهوم از طریق رابطهای غیرمستقیم و ایجاد معنایی فراتر از بیان معمول است.
نویسنده با استفاده از این آرایه میتواند یک مفهوم را در قالب واژهای دیگر وارد جمله کند و خواننده را به کشف ارتباط میان آنها وادار سازد.
این شیوه بیان در شعر فارسی جایگاه مهمی دارد، زیرا شاعران برای فشرده کردن معنا و ایجاد لایههای مختلف در یک بیت از ظرفیت واژهها استفاده میکنند.
استعاره همچنین میتواند باعث شود یک مفهوم انتزاعی با واژهای محسوستر بیان شود و در نتیجه، تحلیل معنای متن برای خواننده به مسیر مشخصی نیاز پیدا کند.
برای مثال، هنگامی که «غم» مانند یک موجود دارای حرکت یا رفتار معرفی میشود، متن از بیان ساده فاصله میگیرد و ساختار ادبی پیدا میکند.
با این حال، نباید تصور کرد هر کاربرد غیرمستقیم یا زیبا در زبان، الزاماً استعاره محسوب میشود.
شناخت آرایه زمانی دقیق است که رابطه میان عناصر جمله و حذف یا حضور طرفین آن قابل توضیح باشد.
در متون ادبی، کاربردهای استعاری میتوانند در انتقال مفاهیم اخلاقی، اجتماعی، عاطفی و فلسفی نیز نقش داشته باشند.
در نتیجه، یادگیری این مبحث فقط برای تشخیص یک آرایه در امتحان نیست و به فهم بهتر زبان شعر نیز کمک میکند.
هرچه دانشآموز ارتباط میان واژهها و معنای پنهان عبارت را بهتر بررسی کند، در تحلیل آرایههای ادبی عملکرد دقیقتری خواهد داشت.
استعاره چه تفاوتی با تشبیه دارد؟
برای فهم تفاوت استعاره و تشبیه، باید به ساختار رابطه میان دو مفهوم توجه کنیم، نه اینکه فقط ظاهر جمله را بررسی کنیم.
در تشبیه، معمولاً دو طرف رابطه حضور دارند و یکی از آنها از نظر یک ویژگی با دیگری مقایسه میشود.
اجزای اصلی تشبیه میتوانند شامل مشبه، مشبهبه، ادات تشبیه و وجه شبه باشند که البته همه آنها همیشه در جمله ظاهر نمیشوند.
در استعاره، ساختار رابطه تغییر میکند و یکی از دو طرف اصلی تشبیه حذف میشود، در حالی که نشانه یا ویژگی مربوط به طرف دیگر باقی میماند.
برای نمونه، اگر انسانی شجاع با شیر مقایسه شود و سپس فقط «شیر» برای اشاره به آن انسان استفاده شود، ساختار جمله از تشبیه مستقیم فاصله گرفته است.
پس یکی از مهمترین معیارهای تشخیص، بررسی این است که آیا هر دو طرف رابطه در عبارت حضور دارند یا یکی از آنها حذف شده است.
دانشآموز نباید صرفاً با دیدن یک واژه غیرعادی، پاسخ را استعاره انتخاب کند، زیرا ممکن است ساختار مورد نظر تشبیه، کنایه یا آرایهای دیگر باشد.
همچنین در برخی نمونهها، مرز میان آرایهها با توجه به نحوه کاربرد واژه و قرینه موجود مشخص میشود.
بنابراین بهترین روش، بررسی رابطه معنایی و ساختار جمله بهصورت همزمان است.
اگر دو مفهوم بهصورت مستقیم در کنار هم قرار گرفته باشند، ابتدا احتمال تشبیه را بررسی کنید و سپس سراغ ساختارهای دیگر بروید.
اگر یکی از طرفین حذف شده باشد، امکان شکلگیری استعاره بیشتر خواهد بود و باید نوع آن را نیز تعیین کرد.
چگونه استعاره را در شعر پیدا کنیم؟
در شعر، تشخیص استعاره نیازمند توجه همزمان به معنی بیت، واژههای کلیدی و ارتباط میان اجزای جمله است.
اولین قدم این است که بیت را یکبار کامل بخوانید و از بررسی تکتک واژهها بدون توجه به مفهوم کلی خودداری کنید.
سپس واژههایی را مشخص کنید که در بافت بیت، معنای غیرمعمول یا غیرمستقیم پیدا کردهاند و احتمال دارد نقش ادبی داشته باشند.
بعد از آن باید ببینید آیا شاعر یک انسان، شیء، مفهوم یا موجود را با نام موجود دیگری معرفی کرده است یا خیر.
در مرحله بعد، قرینهای را پیدا کنید که نشان میدهد واژه مورد نظر نمیتواند در معنای اصلی خودش به کار رفته باشد.
مثلاً اگر برای یک مفهوم انتزاعی، عضوی از بدن یا یک رفتار انسانی در نظر گرفته شده باشد، باید ساختار عبارت دقیقتر بررسی شود.
در شعر فارسی، توجه به فعل نیز بسیار مهم است، زیرا گاهی همین فعل نشان میدهد که یک واژه در معنای اصلی خود استفاده نشده است.
برای مثال، اگر چیزی «لبخند بزند»، «دست دراز کند» یا «قدم بردارد»، باید مشخص شود که فاعل این عمل از نظر معنایی قابلیت انجام آن را دارد یا خیر.
البته این نشانهها بهتنهایی پاسخ قطعی ایجاد نمیکنند و باید در کنار ساختار کلی بیت تحلیل شوند.
یکی از اشتباهات رایج این است که دانشآموز پس از پیدا کردن یک واژه غیرعادی، بدون بررسی سایر اجزای بیت آن را استعاری اعلام میکند.
در حالی که پاسخ درست زمانی به دست میآید که دلیل غیرحقیقی بودن کاربرد واژه و رابطه معنایی آن با مفهوم مورد نظر مشخص باشد.
ارکان استعاره را چگونه بشناسیم؟
برای تحلیل استعاره، شناخت ارکان آن اهمیت زیادی دارد و کمک میکند بفهمیم رابطه میان دو مفهوم چگونه ساخته شده است.
در بررسی سنتی، دو طرف اصلی رابطه را میتوان با اصطلاحهای «مستعارمنه» و «مستعارله» بررسی کرد.
مستعارمنه همان مفهومی است که واژه یا ویژگی از حوزه آن گرفته شده و مستعارله مفهومی است که آن واژه در عبارت به آن اشاره میکند.
برای درک سادهتر، فرض کنید واژه «شیر» برای اشاره به یک انسان شجاع استفاده شده باشد.
در این نمونه، ویژگیها و معنای مربوط به شیر از یک طرف و انسان مورد نظر از طرف دیگر، مبنای تحلیل قرار میگیرند.
البته در سؤالهای مدرسه و کنکور، ممکن است از اصطلاحات مختلفی برای بررسی اجزای استعاره استفاده شود.
بنابراین مهمتر از حفظ کردن نامها، این است که دانشآموز بتواند بفهمد کدام مفهوم در جمله حضور دارد و کدام مفهوم از طریق آن حذف یا منتقل شده است.
در استعاره تصریحیه، معمولاً واژه مربوط به مستعارمنه بهصورت آشکار دیده میشود و مفهوم اصلی مورد نظر حذف شده است.
در استعاره مکنیه، وضعیت برعکس میشود و مفهوم اصلی حضور دارد، اما یکی از ویژگیها یا لوازم مربوط به مفهوم دیگر وارد جمله میشود.
برای تحلیل هر نمونه، ابتدا باید مفهوم واقعی مورد نظر را پیدا کنید و سپس بررسی کنید چه چیزی جای آن نشسته یا چه ویژگیای از مفهوم دیگر به آن نسبت داده شده است.
این روش به شما اجازه میدهد حتی نمونههایی را که قبلاً ندیدهاید، بر اساس منطق آرایه تحلیل کنید.
همچنین شما می توانید مقاله جمعبندی امتحان نهایی ادبیات یازدهم را بخوانید.

استعاره مکنیه را چگونه تشخیص دهیم؟
در استعاره مکنیه، یکی از طرفین رابطه در جمله حضور دارد، اما طرف دیگر حذف شده و یکی از ویژگیها یا لوازم آن به شکل غیرمستقیم باقی میماند.
برای تشخیص این نوع، باید دنبال رفتار، ویژگی یا عضوی باشید که به یک موجود یا مفهوم نسبت داده شده، در حالی که منشأ آن ویژگی در جمله ذکر نشده است.
برای مثال، در عبارت «صبح خندید»، صبح در جمله حضور دارد، اما خندیدن ویژگی انسان است و انسان بهعنوان طرف دیگر رابطه ذکر نشده است.
در چنین ساختاری، مفهوم انسان حذف شده و یکی از ویژگیهای مرتبط با آن در کنار «صبح» آمده است.
این نکته، یکی از مسیرهای اصلی تشخیص استعاره مکنیه در تستهای ادبیات محسوب میشود.
در این نوع، معمولاً با واژهای مواجه میشوید که خودش بهتنهایی در معنای حقیقی قرار دارد، اما همراه شدن آن با یک ویژگی خاص، رابطه استعاری ایجاد میکند.
برای تحلیل دقیقتر، میتوانید از خودتان بپرسید: «این ویژگی معمولاً متعلق به چه چیزی است و چرا در اینجا به این واژه نسبت داده شده است؟»
اگر پاسخ نشان دهد که یک طرف رابطه حذف شده و فقط لازمه یا ویژگی آن باقی مانده، ساختار مکنیه قابل بررسی خواهد بود.
نکته مهم این است که هر نوع جانبخشی را بدون تحلیل ساختار، صرفاً با یک برچسب ثابت بررسی نکنید.
گاهی یک سؤال چند آرایه را همزمان در خود دارد و ممکن است یک ترکیب علاوه بر استعاره، آرایه دیگری نیز ایجاد کند.
بنابراین هنگام پاسخ دادن، باید دقیقاً همان چیزی را انتخاب کنید که سؤال درباره آن پرسیده است.
استعاره تصریحیه را چگونه تشخیص دهیم؟
در استعاره تصریحیه، واژهای که به مفهوم جانشین مربوط است، آشکارا در جمله دیده میشود، اما مفهوم اصلی که نویسنده درباره آن صحبت میکند حذف شده است.
برای تشخیص این نوع، ابتدا باید مشخص کنید واژه موجود در عبارت در حالت عادی به چه موجود یا مفهومی اشاره میکند.
سپس بررسی کنید که آیا همان واژه در متن برای اشاره به فرد یا مفهوم دیگری به کار رفته است یا خیر.
مثلاً اگر «شیر» در یک متن برای اشاره به انسان شجاع آمده باشد، خود واژه شیر در عبارت حضور دارد، اما انسان مورد نظر مستقیماً نام برده نشده است.
در نتیجه، رابطه از طریق حضور نام یا واژه مربوط به طرف جانشین ساخته شده است.
کلمه «تصریحیه» نیز به همین حضور آشکار اشاره دارد، زیرا نام یا واژه مربوط به یک طرف رابطه در عبارت تصریح شده است.
یکی از روشهای مفید برای حل این نمونهها، حذف واژه مورد نظر و بازسازی معنای جمله است.
اگر با حذف آن واژه مشخص شود که منظور اصلی شخص، شیء یا مفهوم دیگری بوده، میتوان ساختار استعاری را دقیقتر تحلیل کرد.
تفاوت اصلی این نوع با مکنیه در این است که در تصریحیه، خود واژه مربوط به طرف جانشین دیده میشود، اما در مکنیه، یکی از لوازم یا ویژگیهای آن طرف حضور پیدا میکند.
بنابراین هنگام مواجهه با سؤال، ابتدا مشخص کنید «چه چیزی در جمله آمده است» و سپس بپرسید «به چه چیزی اشاره دارد».
این دو پرسش ساده میتوانند بخش زیادی از ابهام موجود در تستهای مربوط به انواع استعاره را برطرف کنند.
چگونه سؤال استعاره را حل کنیم؟
برای حل سؤالهای مربوط به استعاره، حفظ کردن مثالهای متعدد بهتنهایی کافی نیست و باید یک روش تحلیلی ثابت برای بررسی گزینهها داشته باشید.
ابتدا متن سؤال را کامل بخوانید و مشخص کنید دقیقاً از شما چه چیزی خواسته شده است.
ممکن است سؤال درباره تشخیص آرایه، تعیین نوع، پیدا کردن واژه استعاری یا مشخص کردن یکی از ارکان باشد.
بعد از تعیین خواسته سؤال، عبارتها را از نظر معنای حقیقی بررسی کنید و موارد غیرعادی را جداگانه در ذهن تحلیل کنید.
اگر واژهای در معنای مستقیم خود قابل استفاده نیست، دلیل این مسئله را پیدا کنید و به دنبال مفهوم جایگزین بگردید.
سپس رابطه میان مفهوم واقعی و مفهوم جانشین را بررسی کنید و ببینید کدام طرف رابطه در عبارت حضور دارد.
در ادامه، قرینهای را پیدا کنید که برداشت شما را تأیید کند و سپس گزینههای مشابه را با همین معیار بررسی کنید.
یک روش کاربردی برای تستهای چهارگزینهای، حذف گزینههایی است که در آنها واژه مورد نظر در معنای حقیقی استفاده شده است.
پس از آن، میان گزینههای باقیمانده باید تفاوت دقیق ساختاری را بررسی کنید و صرفاً بر اساس ظاهر واژه تصمیم نگیرید.
برای حل سریعتر، میتوانید این ترتیب را بهعنوان الگوی ذهنی خود حفظ کنید:
معنای واژه ← معنای جمله ← قرینه ← رابطه دو مفهوم ← طرف حذفشده ← نوع آرایه
این ترتیب باعث میشود پاسخ از حدس زدن فاصله بگیرد و بر تحلیل متن استوار شود.
در تستهای دشوار، ممکن است یک بیت چند آرایه داشته باشد؛ بنابراین باید دقیقاً به بخش مورد پرسش توجه کنید.
اگر سؤال نوع استعاره را میخواهد، صرفاً پیدا کردن آرایه کافی نیست و باید مشخص شود ساختار موجود تصریحیه است یا مکنیه.
همچنین اگر سؤال از «مستعارمنه» یا «مستعارله» پرسیده باشد، باید رابطه دو مفهوم را جدا از نام آرایه تحلیل کنید.
با تمرین روی نمونههای متنوع، این فرآیند بهتدریج سریعتر میشود و نیاز به حفظ کردن پاسخهای آماده کاهش پیدا میکند.

سخن پایانی
استعاره از آن دسته مباحث ادبیات است که در ابتدا ممکن است به حفظ کردن اصطلاحات و مثالهای متعدد وابسته به نظر برسد، اما پایه اصلی آن تحلیل رابطه میان واژههاست.
وقتی معنای مستقیم، معنای مورد نظر، قرینه و طرفین رابطه را جداگانه بررسی کنید، تشخیص انواع آن منطقیتر خواهد شد.
درک تفاوت میان استعاره تصریحیه و مکنیه نیز زمانی آسانتر میشود که بدانید کدام طرف رابطه در جمله حضور دارد و چه چیزی از طرف دیگر باقی مانده است.
برای حل سؤالهای امتحانی و کنکوری، بهتر است به جای حفظ کردن مجموعهای از نمونهها، ساختار مشترک آنها را یاد بگیرید.
این شیوه به شما کمک میکند حتی در برابر بیتی که قبلاً ندیدهاید، مسیر تحلیل مشخصی داشته باشید و پاسخ را بر اساس شواهد موجود در متن انتخاب کنید.
سوالات متداول درباره استعاره چیست؟
۱. آیا هر واژهای که معنای غیرحقیقی داشته باشد استعاره است؟
خیر، غیرحقیقی بودن کاربرد یک واژه بهتنهایی برای تعیین آرایه کافی نیست و باید رابطه معنایی و ساختار جمله نیز بررسی شود.
۲. آیا استعاره فقط در شعر دیده میشود؟
خیر، این آرایه در نثر ادبی، داستان، متون آموزشی و حتی زبان روزمره نیز دیده میشود، هرچند کاربرد آن در شعر بسیار گسترده است.
۳. آیا استعاره و کنایه یکی هستند؟
خیر، این دو آرایه از نظر ساختار معنایی تفاوت دارند و در کنایه، عبارت علاوه بر معنای ظاهری، مفهوم غیرمستقیمی را منتقل میکند که با ساختار استعاری یکسان نیست.
۴. آیا یک جمله میتواند چند آرایه ادبی داشته باشد؟
بله، یک جمله یا بیت میتواند همزمان چند آرایه داشته باشد و تشخیص هرکدام به رابطه میان واژهها و هدف سؤال بستگی خواهد داشت.
۵. چگونه نوع استعاره را سریع تشخیص دهیم؟
ابتدا مشخص کنید مفهوم اصلی چیست، سپس ببینید واژه مربوط به طرف جانشین در جمله حضور دارد یا فقط یکی از ویژگیها و لوازم آن دیده میشود.
۶. آیا برای تشخیص استعاره باید همه ارکان آن را حفظ کنیم؟
حفظ اصطلاحات کمککننده است، اما درک رابطه میان مفاهیم اهمیت بیشتری دارد و میتواند در تحلیل نمونههای جدید کاربرد بیشتری داشته باشد.
۷. چرا بعضی سؤالهای استعاره در کنکور دشوار به نظر میرسند؟
زیرا طراح سؤال ممکن است چند آرایه را در یک بیت قرار دهد و گزینهها را به گونهای تنظیم کند که تشخیص پاسخ نیازمند بررسی دقیق قرینه و ساختار معنایی باشد.




